استراتژی سازمان
بسیاری از سازمانها برنامه دارند اما جهت (Direction) ندارند. مسئله اصلی، کمبود فعالیت نیست، بلکه نبود چارچوب تصمیم گیری استراتژیک (Strategic Decision-Making Framework) است. این مقدمه است بر الزام استفاده از دانش استراتژی سازمانی.
چرا وجود مفهوم استراتژی در سازمان برای مدیران عامل حیاتی است؟
باید بدانیم که استراتژی سازمانی کمک می کند تصمیمهای مرتبط با بخش های مختلف این کسب و کار در یک راستا قرار بگیرند، نه در تضاد با هم. این بخش های بظاهر عیر مرتبط عبارتند از:
- بازار (Market)
- سرمایه گذاری (Investment)
- منابع انسانی (Human Capital)
- ساختار (Structure)
استراتژی چیست؟
از منظر مدیریتی:
استراتژی یعنی مجموعه ای از انتخابهای آگاهانه در شرایط عدم قطعیت (Uncertainty).
برای تعیین حیطه استراتژی در سازمان باید بدانیم که استراتژی به چه سوالاتی پاسخ می دهد:
- کجا بازی می کنیم؟ (Where to Compete)
- چگونه برنده می شویم؟ (How to Win)
- روی چه چیزهایی تمرکز نمی کنیم؟ (What NOT to Do)
- منابع محدود را کجا تخصیص می دهیم؟ (Resource Allocation)
نکته کلیدی:
استراتژی پیش بینی آینده (Forecasting) نیست، استراتژی آماده سازی سازمان برای تصمیم گیری مداوم است. برای دریافت مشاوره مدیر عامل با ما در تماس باشید.
طراحی و پیاده سازی استراتژی های سازمانی، سرفصل های اصلی مدیریت استراتژیک
برای شناخت بهتر شما در این بخش و در ابتدا به سطوح استراتژی اشاره میکنیم:
گام اول: سطوح استراتژی (Levels of Strategy)
شناسایی سطوح استراتژی مشخص می کنند که می بایست چه تصمیمی، در چه سطحی از سازمان گرفته می شود.
۱. استراتژی سطح شرکتی (Corporate-Level Strategy)
این سطح از استراتژی اصولا مربوط به مدیرعامل و هیات مدیره است.
تمرکز اصلی استراتژی سطح شرکت بر موارد زیر است:
- پرتفوی کسب و کار (Business Portfolio)
- ورود یا خروج از صنایع (Entry / Exit)
- تنوع یا تمرکز (Diversification vs Focus)
- ادغام و تملک (Mergers & Acquisitions)
در این سطح از استراتژی:
رقابت مطرح نیست، بلکه انتخاب زمین بازی(کسب و کار) مطرح است (Choosing the Playing Field)
۲. استراتژی سطح کسب و کار (Business-Level Strategy)
باید بدانیم که این سطح از استراتژی، قلب استراتژیک سازمان است.
در واقع استراتژی سطح بیزینس پاسخ به این سوال محوری است:
چگونه در یک بازار مشخص، مزیت رقابتی (Competitive Advantage) ایجاد کنیم؟
عناصر تاثیر گذار در این سطح استراتژی عبارتند از:
- مشتری (Customer) چگونه مشتری وارد معادله استراتژیک شرکت می شود
- اهمیت رقبا (Competitors) معنا پیدا می کنند
- ارزش پیشنهادی (Value Proposition) تعریف می شود
اگر این سطح شفاف نباشد، سازمان دچار بی هویتی استراتژیک (Strategic Ambiguity) می شود.
برای دریافت مشاوره مدیریت استراتژیک کلیک کنید.
۳. استراتژی های سطح عملیات (Functional Strategies)
این استراتژی ها در واقع نقش پشتیبان دارند و تابعی از استراتژی های کلان سازمان برای عملیاتی شدن می باشند.
از جمله این استراتژی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- استراتژی بازاریابی (Marketing Strategy)
- استراتژی فروش (Sales Strategy)
- استراتژی منابع انسانی (HR Strategy)
- استراتژی عملیات (Operations Strategy)
- استراتژی مالی (Financial Strategy)
گام دوم: استراتژی های رقابتی (Competitive Strategies)
استراتژی رقابتی فقط در سطح کسب و کار مطرح می شود و این بدان معناست که برای توفیق در میان رقبا باید به دنبال راه حل های استراتژیک باشیم.
۱. رهبری هزینه (Cost Leadership)
هدف از استراتژی مدیریت هزینه (سایت منبع) عبارتست از “ارائه قیمت رقابتی با حفظ سودآوری” (Profitability)
از الزامات این استراتژی کلیدی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- کنترل هزینه در بخش های مختلف فعالیت (Cost Control)
- تولید در مقیاس اقتصادی (Economies of Scale)
- جاری سازی فرآیندهای استاندارد با تکیه بر داده های مالی (Standardized Processes)
هشدار:
“رهبری هزینه بدون انضباط سازمانی (Organizational Discipline) مساوی است با کاهش کیفیت”
۲. تمایز (Differentiation)
هدف از این استراتژی عبارتست از:
ارائه ارزش منحصر به فرد (Unique Value) که مشتری حاضر است بابت آن هزینه بیشتری بپردازد.
از منابع تدوین استراتژی تمایز می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- برند (Brand)
- کیفیت (Quality)
- تجربه مشتری (Customer Experience)
- تخصص (Expertise)
- نوآوری (Innovation)
نکته مدیریتی:
برای خلق تمایز واقعی، نیاز به سرمایه گذاری است، چه مادی چه معنوی (Investment-Driven Strategy)
۳. تمرکز (Focus Strategy)
هدف از اتخاذ استراتژی تمرکز خدمت رسانی عمیق به یک بخش خاص بازار (Market Niche) است.
ویژگی های این استراتژی عبارتند از:
- شناخت عمیق مشتری
- پیشنهاد ارزش دقیق
- منابع متمرکز
دقت کنبد:
تمرکز را با محدودیت (Limitation) اشتباه می گیرند، در حالی که تمرکز یعنی انتخاب آگاهانه نیچ (Niche Selection)

استراتژی های نوین (Contemporary Strategies)
این روزها با توجه به تغییرات نوین در کسب و کار شاهد بروز استراتژی های خلاقانه ای در کسب و کار هستیم که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
- اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy)
- نوآوری در مدل کسب و کار (Business Model Innovation)
- پلتفرم سازی (Platform Strategy)
- اکوسیستم کسب و کار (Business Ecosystem)
باید در نظر داشته باشیم که اتخاذ این استراتژی ها:
- ریسک بالاتری دارند
- اما مزیت رقابتی عمیق تر (Sustainable Advantage) می سازند
گام سوم: اجرای استراتژی (Strategy Execution)
باید بدانیم که بیش از ۷۰ درصد استراتژی ها در اجرا شکست می خورند (Execution Failure) اما اگر بخواهیم به دلایل شکست استراتژی بویژه در مرحله پیاده سازی بپردازیم، باید به موارد زیر دقت کنیم.
دلایل اصلی شکست استراتژی در سازمان:
- عدم همراستایی ساختار و استراتژی (Structure-Strategy Misalignment)
- ضعف رهبری (Leadership Gap)
- فرهنگ نامناسب (Organizational Culture)
- شاخص های غلط (Wrong KPIs)
- سیستم های پاداش ناهماهنگ (Incentive Misalignment)
اصل کلیدی:
“اگر تاثیرات استراتژی در تصمیمهای روزمره دیده نشود، اصلا آن استراتژی وجود ندارد”
مدیرعامل استراتژیک کیست؟
مدیر عامل دارای تفکر استراتژیک فردی است که:
- قبل از گفتن چه کار کنیم؟ مشخص می کند چه کار نکنیم؟
- بین اهداف، منابع و اجرا همراستایی ایجاد می کند
- سازمان را برای آینده نامطمئن آماده نگه می دارد
جمع بندی مدیریتی (Executive Summary)
استراتژی سازمانی یعنی انتخاب (Choice) تمرکز (Focus) و انسجام تصمیمها (Strategic Coherence)
برای توسعه دانش فردی خود در زمینه مدیریت مقالات علی روشنایی را پیگیری کنید.