استراتژی سطح شرکت

Rate this post

استراتژی سطح شرکت، در بسیاری از سازمان ها، استراتژی به اشتباه با برنامه ریزی، بهبود فروش یا اصلاح ساختار یکی گرفته می شود. در حالی که این اقدامات، اگرچه مهم اند، اما عمدتا به سطوح پایین تر تصمیم گیری تعلق دارند.
مدیریت استراتژیک در سطح شرکت (Corporate-Level Strategy) جایی است که مدیرعامل باید به بنیادی ترین پرسش ها پاسخ دهد، پرسش هایی که اگر نادیده گرفته شوند، حتی بهترین اجراها نیز به نتایج پایدار منجر نخواهند شد.

راهنمای مرجع برای تصمیم های کلان مدیرعامل (Corporate-Level Strategic Management)

در ساده ترین بیان، استراتژی سطح شرکت که از سطوح مدیریت استراتژیک است به این سوال پاسخ می دهد:
سازمان قرار است در چه کسب و کارهایی حضور داشته باشد و چرا؟

جایگاه استراتژی سطح شرکت در معماری کلان سازمان

برای داشتن نگاه کامل استراتژیک، تفکیک سطوح تصمیم گیری ضروری است. استراتژی سطح شرکت با استراتژی رقابتی یا اجرایی تفاوت ماهوی دارد. بار دیگر توجه شما را به این تفاوت ها جلب میکنم:

  • استراتژی در سطح شرکت، تمرکز بر حوزه فعالیت سازمان (Scope of the Firm) و انتخاب میدان های بازی است
  • استراتژی در سطح کسب و کار (Business-Level Strategy) تمرکز بر نحوه رقابت در آن میدان هاست
  • استراتژی سطح وظیفه ای (Functional Strategy) تمرکز بر اجرای موثر تصمیم ها قرار دارد.

خطای رایج:

“بسیاری از مدیران عامل با ابزارهای اجرایی، به مسائل هویتی سازمان پاسخ می دهند. نتیجه این خطا، سازمانی است که شاید به خوبی کار کند، اما در مسیری حرکت می کند که اساسا انتخاب درستی نبوده است” 

برای دریافت مشاوره مدیریت استراتژیک با مشاور مدیر عامل کلیک کنید.

ماهیت تصمیم های استراتژیک در سطح شرکت

تصمیم های استراتژیک سطح شرکت دارای سه ویژگی کلیدی اند:Growth, Stability & Exit Strategy

  • بلندمدت اند (Long-term Orientation) 
  • عدم قطعیت بالا همراه اند (High Uncertainty) 
  • اغلب برگشت پذیری پایینی دارند (Low Reversibility)

به همین دلیل، این تصمیم ها نه قابل واگذاری کامل به مدیران میانی هستند و نه میتوان آنها را صرفا بر اساس تجربه گذشته یا فشارهای کوتاه مدت بازار اتخاذ کرد. “مدیرعامل در این سطح، مسئول طراحی آینده سازمان است، نه صرفا اداره حال آن”

استراتژی های سازمانی

دامنه کاربرد استراتژی سطح شرکت 

الف. مدیریت پرتفوی کسب و کارها (Business Portfolio Management)

یکی از مهم ترین وظایف استراتژیک در سطح شرکت، مدیریت مجموعه و ترکیب کسب و کار هاست. سوال اصلی این نیست که هر واحد چقدر خوب کار می کند، بلکه این است که:

آیا ترکیب کلیه فعالیت های کسب و کار، ارزش خلق می کند یا منابع را پراکنده می سازد؟

در این سطح، مدیرعامل باید به روشنی بداند کدام بخش از فعالیت های  کسب و کار:

  •  کدام یک موتور خلق ارزش اند (Value Creators)  
  • کدام صرفا جریان نقدی کوتاه مدت ایجاد می کنند 
  • کدام فعالیت واحدها، بدون داشتن آینده روشن، منابع سازمان را مصرف می کنند.

تخصیص منابع (Resource Allocation) در سطح شرکت اگر بر اساس برابری، عادت یا فشارهای درون سازمانی انجام شود، معمولا نشانه فقدان استراتژی است.

استراتژی یعنی انتخاب و انتخاب یعنی ترجیح دادن.

ب. استراتژی رشد، تثبیت یا خروج (Growth, Stability & Exit Strategy)

در فضای مدیریتی ایران، رشد اغلب به عنوان یک ارزش مطلق تلقی می شود. در حالی که از منظر استراتژیک، رشد تنها زمانی مطلوب است که مبتنی بر منطق باشد.

تصمیم درباره رشد در سطح شرکت باید بر پایه سه مولفه کلیدی اتخاذ شود: Exit Strategy

  • جذابیت صنعت (Industry Attractiveness
  • تناسب با شایستگی های محوری سازمان (Core Competencies)
  • منطق خلق ارزش بلندمدت (Long-term Value Creation)

در بسیاری از موارد، بحران نقدینگی سازمان ها نه نتیجه ضعف فروش، بلکه پیامد رشد شتاب زده، ورود زودهنگام به بازارهای ناآشنا یا توسعه محصول بدون آمادگی سازمانی است.

گاهی اتخاذ استراتژی تثبیت(Stability) و در برخی موارد حتی خروج آگاهانه از یک کسب و کار (Exit Strategy)، حرفه ای ترین تصمیم مدیرعامل محسوب می شود.

جهت دریافت مشاور توسعه کسب و کار با ما در تماس باشید.

ج. ادغام، تملک و منطق هم افزایی (Mergers, Acquisitions & Synergy Logic)

ادغام یا تملک زمانی در سطح شرکت معنا دارد که هم افزایی واقعی ایجاد کند، هم افزایی ای که در منابع، فناوری، برند، کانال توزیع یا دانش سازمانی قابل مشاهده باشد.

در واقع این استراتژی سطح شرکت یافتن پاسخی برای این  سوال محوری و تعیین کننده است:
این کسب و کارها که تا به حال مستقل بودند، چه چیزی با کنار هم بودن شان بهتر می شود؟

اگر پاسخ روشن و قابل دفاعی وجود نداشته باشد، نتیجه ادغام معمولا افزایش پیچیدگی، هزینه و اصطکاک مدیریتی خواهد بود، نه خلق ارزش.

نقش مدیرعامل در مدیریت استراتژیک سطح شرکت

در استراتژی سطح شرکت ، مدیرعامل بیش از آن که مجری باشد، معمار انتخاب های کلان است.نقش او ایجاد وضوح استراتژیک (Strategic Clarity) تعیین اولویت های واقعی و جلوگیری از پراکندگی تمرکز سازمان است.

مکته مهم : 

مدیرعاملی که دائما درگیر جزئیات اجرایی است، معمولا از مهم ترین مسئولیت خود فاصله گرفته است.

سخن پایانی

مدیریت استراتژیک در سطح شرکت، هنر تصمیم گیری درباره بودن یا نبودن در صنایع و کسب و کارهای مختلف است. این سطح از استراتژی با شعار، اسناد پرحجم یا برنامه های سالانه شکل نمی گیرد، بلکه با انتخاب های شفاف، گاهی دشوار و اغلب سرنوشت ساز معنا پیدا می کند.

مدیرعامل حرفه ای پی از اتخاذ استراتژی صحیح در سطح شرکت میداند که :
همه فرصت ها، فرصت سازمان او نیستند.

نگارش:علی روشنایی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا