تفاوت استراتژی های سطح Function و Operation
یکی از خطاهای رایج در مدیریت سازمان ها این است که استراتژی به عنوان یک مفهوم یکپارچه و یک سطحی دیده می شود. در حالی که در عمل، استراتژی در لایه های مختلفی شکل می گیرد و اگر این لایه ها از هم تفکیک نشوند، نتیجه آن یا اسناد استراتژیک بدون اثراست یا عملیات پر خرج و سنگین، البته بدون هدف یکپارچه و پراکنده در بخش های مختلف سازمان.
در این مقاله، به شناخت مفاهیم و تفاوت های دو لایه مهم از استراتژی یعنی استراتژی در سطح Function و استراتژی در سطح Operation معرفی می شوند و تفاوت های کلیدی آن ها به زبان مدیریتی میپردازیم.
استراتژی در سطح راهبرد واحد ها Function Strategy چیست؟
استراتژی در سطح Functional Strategy به تصمیم هایی اشاره می کند که جهت گیری و منطق تصمیم گیری هر واحد تخصصی سازمان را مشخص می کند.
واحدهایی مانند منابع انسانی، فروش، بازاریابی، مالی، تولید، فناوری اطلاعات و غیره.در این سطح از استراتژی که زیر مجموعه Business Strategy
(استراتژی سطح شرکت) است، سوال اصلی این نیست که کارها چگونه انجام شوند ، بلکه موضوع اساسی این است که:
هر واحد از سازمان، با چه اولویت ها و انتخاب هایی باید از استراتژی کلان سازمان پشتیبانی کند؟
تئوری سازمان و استراتژی های سازمانی
ویژگی های اصلی سطح Function strategy :

- ماهیت این سطح از استراتژی های سازمان انتخابی و جهت دهنده است
- تمرکز آن بر شناخت اولویت ها و منطق تصمیم گیری است
- افق زمانی آن معمولا میان مدت است
- توسط مدیر واحد و در هم راستایی با مدیرعامل تدوین می شود
- خروجی آن سیاست ها، چارچوب ها و معیارهای تصمیم گیری است
مفهومی از استراتژی در سطح راهبرد واحد های سازمانی:
در این سطح از استراتژی واحد فروش سازمان تصمیم می گیرد:
- تمرکز بر مشتریان کلیدی باشد یا بازار انبوه
- حفظ مشتری مهم تر از جذب مشتری جدید باشد یا بالعکس و …
این ها تصمیم های اجرایی نیستند؛ این ها استراتژی در سطح Function هستند، چون مشخص می کنند این واحد چه نوع بازی ای را انتخاب کرده است.
استراتژی در سطح Operation چیست؟
استراتژی در سطح عملیات Operational Strategy به تصمیم هایی مربوط می شود که مشخص می کنند چگونه انتخاب های انجام شده در سطح واحد های سازمانی یا Function، به صورت پایدار و قابل تکرار اجرا شوند.
در این سطح، استراتژی وارد زمین واقعی سازمان می شود(عملیات پیاده سازی و اجرای استراتژی منتخب) و با تدوین فرایندها، شناسایی نقش هر فرایند، زمان بندی کلان هر پروژه ، هزینه ها و کنترل های تطبیقی گره می خورد.
سوال محوری در این لایه این است:
“چطور مطمئن می شویم تصمیم های راهبردی، هر روز و توسط همه، به درستی اجرا می شوند”
ویژگی های اصلی استراتژی سطح عملیات:

- ماهیت آن اجرایی و سیستمی است
- تمرکز آن بر فرایندها، جریان کار و استاندارد های مرتبط است
- افق زمانی آن کوتاه مدت و روزمره است
- استراتـژی عملیات توسط مدیران عملیات، سرپرستان و مالکان فرایند اجرا می شود
- خروجی آن فرایندها، دستورالعمل ها، KPI و نظام کنترل است
مثال مفهومی
اگر در سطح واحد ها یا Function تصمیم گرفته شده که تمرکز فروش بر مشتریان کلیدی باشد، در سطح Operation باید مشخص کنیم که:
- فرآیند شناسایی مشتریان کلیدی چیست
- چه کسی مسئول هر مرحله است
- شاخص موفقیت چگونه اندازه گیری می شود
“بدون استراتژی عملیات، استراتژی های کلان سازمان صرفا بعنوان یک فکر خوب باقی می ماند و در هنگام پیاده سازی خواهد مرد”
جدول تفاوت های کلیدی استراتژی سطح Function و Operation
|
سطح استراتژی |
استراتژی سطح Function | استراتژی سطح Operation |
|
سوال محوری |
چه اولویتی داریم؟ |
چگونه اجرا کنیم؟ |
|
نقطه تمرکز |
انتخاب و جهت گیری |
اجرا و تکرارپذیری |
|
افق زمانی |
میان مدت |
کوتاه مدت و روزانه |
|
سطح تصمیم گیری |
مدیر واحد |
مدیر عملیات و سرپرست |
|
خروجی اصلی |
سیاست و چارچوب |
فرایند و KPI |
| ریسک اصلی | انتخاب مسیر نادرست |
اجرای ضعیف |
ارتباط بین Function Strategies و Operation Strategies
این دو سطح نه جایگزین هم هستند و نه مستقل از هم بلکه رابطه آنها بسیار مرتبط و در طول یکدیگر قرار دارند، این ارتباط بنجوی است که در بسیاری از مباحث استراتژیک نظری در یک دسته بندی قرار میگیرند،.
در نظر داشته باشید که کار کرد این دو لایه متفاوت از استراتژی های کسب و کار شامل موارد زیر میباشد:
- استراتژی سطح Function می گوید در هر بخش از سازمان چه اولویت هایی وجود دارد و چه مسائلی مهم است.
- استراتژی سطح Operation تضمین می کند برنامه ریزی ها و اولویت های تشخیص داده شده واقعا اتفاق می افتد.
نکات مهم:
اگر استراتژی Function وجود نداشته باشد، عملیات دچار روزمرگی و پراکندگی می شود.
اگر استراتژی Operation وجود نداشته باشد، استراتژی ها روی کاغذ باقی می مانند.
خطای رایج در سازمان ها
لطفا به عنوان رهبر سازمان توجه داشته باشید که در بسیاری از موارد:
- برنامه های عملیاتی به اشتباه استراتژی نامیده می شوند
- مدیران واحدها درگیر اجرا می شوند و از نقش راهبردی خود فاصله می گیرند
- مدیرعامل ناخواسته وارد جزئیات عملیاتی می شود
جمع بندی نهایی تفاوت استراتژی های سطح Function و Operation
سازمان های بالغ می دانند که استراتژی یک مفهوم تک لایه نیست. استراتژی کلان برای انتخاب زمین بازی در سطح شرکت شروع میشود، در لایه استراتژی سطح کسب و کار رنگ و بوی رقابت با رقبای کلیدی به خود میگیرد و در نهایت:
- استراتژی در سطح Function، جهت حرکت هر واحد از سازمان را مشخص می کند
- استراتژی در سطح Operation، حرکت منظم و قابل اتکا و تکرار پذیر سازمان را ممکن می سازد
“به یاد داشته باشید استراتژی واقعی، زمانی شکل می گیرد که انتخاب درست و اجرای درست هم زمان اتفاق بیفتند”
نگارش: دکتر علی روشنایی (مشاور مدیریت استراتژیک)